تبلیغات
عشقم مادرم پُشتم پدرم - مطالب پدر

عشقم مادرم پُشتم پدرم

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

پدر دست یاری تو

اگه دستامو نگیره

کوره راه رفتن من

مثل شب هام می شه تیره

(مهدی فرجی)



آی مامان جان تی واسی چَقَد خودا خودا بگم

از تی لوطف تی صفا ،تی قلب با وفا بگم

پر بَزَیی بوشویی از می خانه دور بویی

می چراغ خانه یَه یک سره خاموش کودی

بامو ایام بهار تو مار چِره  دیره کودی

مَره از تی دوری جا خودا دانه پیر کودی






ادامه مطلب


قرآن در آیات مختلف انسان را به مهربانی با پدر و مادر سفارش كرده است. آیاتی كه چگونگی رفتار با پدر و مادر در آنها توضیح داده شده, اینجا آورده شده اند

۱- سوره: ۴۶ , آیه: ۱۵

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گوید پروردگارا بر دلم بیفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و كار شایسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم

۲- سوره: ۳۱ , آیه: ۱۴

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كردیم] كه شكرگزار من وپدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است

۳- سوره: ۲۹ , آیه: ۸

و به انسان سفارش كردیم كه به پدر و مادر خود نیكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چیزى را كه بدان علم ندارى با من شریك گردانى از ایشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم كرد

۴- سوره: ۴ , آیه: ۳۶

و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریك مگردانید و به پدر و مادر احسان كنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیكى كنید] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد

۵- سوره: ۱۷ , آیه: ۲۳

و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى

۶- سوره: ۲ , آیه: ۸۳

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محكم گرفتیم كه جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان كنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زكات را بدهید آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید

۷- سوره: ۶ , آیه: ۱۵۱

بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چیزى را با او شریك قرار مدهید و به پدر و مادر احسان كنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مكشید ما شما و آنان را روزى مى‏رسانیم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشیده[اش] نزدیك مشوید و ن فسى را كه خدا حرام گردانیده جز بحق مكشید اینهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بیندیشد





پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم

فرشته ها هم میتوانند مرد باشند...........




  سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ،

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم......



همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که باهربارتراشیده شدن،کوچک و کوچک تر میشود . . .


ولی پدر . . .


یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند ،

خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست .

فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد . . .


بیایید قدردان باشیم . . .

                                          به سلامتی پدر و مادرها


واینم تقدیم به مادربزرگ عزیزم که دوروز پیش سومین سالگرد دوریش  بود...


دست پر مهر مادر تنها دستی است که اگر کوتاه از دنیا هم باشد ، از تمام دستها بلند تر است...


    دوستت دارم باتمام وجودم...




مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.
پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».

پس از چند دقیقه دوباره پرسید: «این چیه؟» پسر گفت: «بابا من که همین الان بهتون گفتم، کلاغه.»
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: «این چیه؟» عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: «کلاغه کلاغ!»
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم.

 

پدر


بغض یعنی:

صدای اذان

خونه سوت و کور

خاطره های پر هیاهو و سفره های خالی از حضور پدر و مادر ...

بعضی چیزها فقط یکبار تکرار میشن،قدرشو بدونیم!



 

« خیال پدر»

شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال       خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت            رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

 

***********************************************

درعالم خیال به چشم آمدم پدر               کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید               گویی سپیده از افق شب دمیده بود

***********************************************

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار            دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او        کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

 

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا

اشکی به روی گونه زردم چکیده بود
 

شاعر:سهراب سپهری

 


 

پدر

 

تا صاحب  فرزند  نگردی  نتوان  یافت               در   عالم    ایجاد   حقوق   پدری  را 

صائب تبریزی

 

اگر چه حرمت ما در نگاه باید داشت               به حكم  شرع  بود  واجب احترام پدر

قاضی نظام 

 

 پدر به راحت خود یك نفس نیندیشید              ز بهرتست همی كوشش  مدام پدر

قاضی نظام

 

پدر به  ترتبیتت  رنج  بی‌شمار  برد                برای  تست شب  و  روز اهتمام پدر

قاضی نظام

 

 و   ز    نهال     قامت    فرّخ     پدر                سایه ای   فرخنده   بر  سر  داشتم

پژمان بختیاری 

 

 ای جان پسر!ازغم شبهای  درازم               روزی شوی آگاه كه دیگر پدری نیست

مهدی سهیلی 



همه پیوندها