تبلیغات
عشقم مادرم پُشتم پدرم - مطالب ابر درد

عشقم مادرم پُشتم پدرم

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست


شهید سید مجتبی علمدار

هر وقت از سر کار میومد ، یه راست میرفت توی اتاقش دراز میکشید 

روی پتو . از این پهلو به اون پهلو هر کار میکرد آروم نمیشد.

گریه میکرد از بس درد داشت .

میرفتم کنارش ، میگفتم : "مادر ، بذار تا پهلوت رو بمالم ،

شاید دردش آروم بگیره "میگفت : " نه مادر جان

این درد ارث مادرم حضرت زهراست ، بذار با همین درد به آرامش برسم ."


 شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات...
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم واهلک اعدائهم اجمعین
اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک
خدایا ما را قدر دان خون شهدا و ادامه دهنده راه امام و شهدا قرار بده





درد من، درد فراق است، خدایا کم نیست

اشکهایم بجز از فراق و غم و ماتم پدر نیست

بر دل غم زده ام بغض پر از فریادم

بجز آن لطف و ناز نگاه پدرم مرهم نیست



دلنوشته های یک یتیم


درد  تنهایی  عجیبه

با   پوستت و گوشتعجینه

رسم یتیمی همینه

بزرگ شی بابات نبینه

جسم بابات زیر خاکه

دلخوشیت یه سنگ قبره

آرزوهات ،این چنینه

که وقتی ،دلت گرفته باشه

بابایی جون پُشتت  باشه

بیاد و پیشت بشینه

دست ،روی سرت بزاره

به روی صورت ماهت  گل بوسه ای بکاره

از روی  چشم قشنگت

قطره اشکاتو بچینه

دلخوری از این زمونه

چرا تقدیر بی بهونه

خونه توکرده  ویرونه

سهم  ما فقط خزونه

بابا  رفت، خدا میدونه

 

بابا:

رفتی و خدا بهمرات

قربون برق تو چشمات

فدای  موی سپیدت

حیفه که جسم رشیدت حیف که روی قشنگت

رفته زیر خاک و مونده این با لا تنها عزیزت‎ ‎




همه پیوندها