عشقم مادرم پُشتم پدرم

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

اینکه در خـــاکــــ خفـــته آســـوده

 

مـــادری خــــوب و مهـــــربان بــــوده

 

رنـــــج بسیــــار او کشــــید به عمـــر

 

پیـــــرو حــــق و انبــــــیا بـــــــــوده

 


مادرانه

یعنی چه فشاری از نظر روحی و جسمی به فاطمه مهربان ترین و معصوم ترین و بر مدار فطرت ترین مادر دنیا آمده بود که روزی نازدانه های هشت و هفت و پنج و چهار ساله اش را دور بسترش جمع کرده و از آنها خواسته که برای این دعایش آمین بگویند “اللهم عجل وفاتی سریعا”

islam-mum-620x349

جانِ مادر به جان بچه هایش بند است. حاضر است مریض شود اما بچه هایش مریض نشوند. دوست ندارد هیچ غصه ای توی چشمان شاد و معصومشان بنشیند. خبر بدی اگر باشد به بچه ها نمی گوید. اگر چیزی ناراحتش کرده باشد سعی می کند اشک هایش را بچه ها نبینند. چرا که بچه ها با گریه ی مادر ناراحت می شوند. این را توی مراسم ختم پدربزرگم فهمیدم. ما دخترخاله ها کوچک نبودیم. اما آنقدر هم بزرگ نبودیم. می توانستیم حتی توی مراسم ختم پدربزرگمان به جرز دیوار و مدل شلوار کسی هر و هر بخندیم و مردم فکر کنند که زیر چادرمان داریم گریه می کنیم. ما دخترخاله ها اساسا پییش هم که می افتادیم خنده مان سیل می شد و راه می افتاد. هیچ چیز جلویش را نمی توانست بگیرد. حتی فوت پدربزرگمان. اما یک موقعیت بود که با همه ی موقعیت ها فرق داشت. آن هم وقتی بود که مادر یکی از ما برای پدرش بلند گریه می کرد. آن موقع وسط خنده هم که بودیم اشک های هرکداممان که مادرش به گریه افتاده بود راستی راستی روی صورتش می آمد و از گریه ی مادرش واقعا گریه می کرد. مادرش را که آرام می کردند او هم آرام می شد و دوباره می توانست به جرز دیوار بخندد.

مادر که باشی پناه می شوی. هیچ وقت دلت نمی خواهد بچه هایت بی پناه شوند. یتیم شوند. این یک حس فطری است. یک مادر یا باید خیلی بی رحم باشد که آرزوی مرگ کند یا آن قدر بهش فشار آمده باشد که دیگر تحمل ماندن برایش غیر قابل تحمل باشد. بچه ها از سه چهار سالگی تا هفت هشت سالگی خیلی شیرین اند. دیگر از آب و گل درآمده اند. حرف می زنند. زبان می ریزند. سوال می پرسند. دور مادر می چرخند و به او وابسته اند. مفهوم مرگ را درست نمی دانند و با آن تعامل منطقی برقرار نمی کنند. بچه ای که توی این سن یتیم شود بی پناه می شود. نه آنقدر کوچک است که مادر را فراموش کند و کس دیگر را بتواند به جای مادر بپذیرد و نه آن قدر بزرگ که مرگ را و اجتناب ناپذیر بودن آن را درک کند. فکر می کند مادر او را دوست نداشته که مرده است و رفته است. مخصوصا اگر مادری قبل از مرگ جوان و باحوصله باشد. مهربان و رقیق القلب و فداکار باشد. مدام ورد زبانش قربان صدقه ی بچه ها باشد. دست پسرهایش را بگیرد و روی پاهایشان بچرخاند تا معلق بزنند و توی همین حین برایشان شعر اختصاصی بگوید: برای حسینش بخواند: “انت شبیه بابی ، لست شبیها بابی”   و برای حسنش بخواند: “اشبه اباک یا حسن  واخلع عن الحق الرسن”.

 موهای دخترهایش را شانه کند و همزمان قران یادشان دهد. وقتی بچه ها از در وارد می شوند و سلام می کنند جوابشان را اینگونه بدهد که: علیک سلام ای نورچشمم و میوه ی دلم.

همه ی این ها را که مرور می کنم در زیر بار این سوال له می شوم که یعنی چه فشاری از نظر روحی و جسمی به فاطمه مهربان ترین و معصوم ترین و بر مدار فطرت ترین مادر دنیا آمده بود که روزی نازدانه های هشت و هفت و پنج و چهار ساله اش را دور بسترش جمع کرده و از آنها خواسته که برای این دعایش آمین بگویند “اللهم عجل وفاتی سریعا”

منبع : برسد به دست آینده


 

اسطورهٌ شهامت وایثار مادر است
تاریخ ساز مکتب پیکار مادر است

گراجتماع چو خانه بود بهر جامعه
تهداب وسقف وپایه ودیوار مادراست

فرزند اگر که تب کند از گردش نسیم
تا صحبدم نشسته وبیدار مادراست

ما از وجود او ست که موجود گشته ایم
همچون درخت میوه پر از بار مادر است

فرقی نمیکند زن افغان که هر کجاست
هم پاک وبانجابت و پُرکار مادر است

صیاد اگر که میزند آتش به لانه اش
همچون عقاب چوچه به منقار مادر است

بیند اگر هزار رقم رنج ودرد وغم
دریای بی کرانه اسرار مادر است

مدیون مادر است در تمام عمر
زیرا همیشه عاشق دیدار مادر است

 


درد دلی از فرزند مادر مرده !

برای دلم می نویسم د رلحظه هایی که جایی برای تنگی نفس نمانده و احساس ، خود احساس غریبی میکند
 وای مادرم
وای مادرم
 و ای          مادرم
کجای ازل بود که جدایی از تو را پذیرفتم بی آنکه بدانم دشواری آن چیست و مکافات کدام نافرمانی جدایی ازدلم است
به خوابم می آیی هوایت به سرم می افتد وبه خوابم نیایی بیچاره می شوم
 خدایاعذاب الیمت را چشیدم و صبر را خسته کردم گاهی دلی شکسته گاهیی سینه ای سوخته گاهی چشمی افروخته و گاهی دلی مالامال از درد پیش روی دارم و جز به امداد تو ناامید م
مرابا خود ببر تا در کنارت لحظه ای باشم
  وفریاد جدایی را زمن بر گیر تا با تو صفیر عشق را خوانم
من از دردی کهن گویم که با مردم نمی گویم
واز خوا ب خیال انگیز رویت برنمی خیزم
وبا دیدارهربارت جدا از پرده اسرار خود مانم
 بیاای بهترین دردآشنای من
بیاای کوه غم هارا به پشت خود کشیده
به تاراج غم دلها خمیده
 من از سوز جگر سوز تمناهای احساست خبردارم
مرامادربه جایی باخودت بنشان که بی تو سربه سر دارم
 


 

از دیدگاه فرهنگ آسمانی اسلام همچنان که فرزندان در حال حیات مادر خود، حقوق وی را رعایت

می کنند، شایسته است پس از مرگ وی نیز او را فراموش نکرده، با انجام اعمال شایسته در

تکریم او بکوشند . برخی از این اعمال را می توان این گونه بیان کرد:

 

 

 

1. زیارت مزار مادر:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من زار قبر والدیه او احدهما کل جمعة فقرا عندهما یس

غفرالله له بعدد کل الحرُف منها  ; هر کس قبر پدر و مادرش یا یکی از آنها را در هر جمعه زیارت

کند و در کنار مزار آنان سوره یس بخواند، در مقابل هر حرفی که از این سوره می خواند، خداوند

آمرزشی نصیب او می فرماید .»

 

 

2. قرائت قرآن :

امام صادق علیه السلام به فرزندان صالح توصیه فرمود که: «قرائة القرآن فی المصحف تخفف

العذاب عن الوالدین ولو کانا کافرین (21) ; قرائت قرآن از روی مصحف، از عذاب

پدر و مادر می کاهد، گرچه آنان کافر باشند .»


3 . انجام اعمال نیک به نیت مادر:

انجام اعمال نیک و هدیه ثواب آن به مادر، در جلب رضایت وی و شادی روحش تاثیر فراوان دارد .

پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «سید الابرار یوم القیامة رجل بر والدیه بعد

موتهما  ;سرآمد و سرور ابرار در روز قیامت کسی است که بعد از مرگ پدر و مادرش برای ایشان احسان و نیکی کند .»

 

 

 

 

 



 

http://s5.picofile.com/file/8148179034/97148718644430265828.png

 

مادرها هروقت بمیرند زود است

 

 

 

 




همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات