تبلیغات
عشقم مادرم پُشتم پدرم - مطالب ابر مادر

عشقم مادرم پُشتم پدرم

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

http://axgig.com/images/74686373842325676966.jpg


زیباترین شعر مادر است ..

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
مادرم از قبیله ء سبز نجابت بود
و با زبان مردم بهشت سخن می گفت
چادری از بریشم ایمان به سر داشت
قلبش به  عرش خدا می ماند
که به اندازه ء حقیقت خدا بزرگ بود
و من صدای خدا را
از ضربان قلب او می شنیدم
و بی آن که کسی بداند
خدا در خانه ء ما بود
و بی آن که کسی بداند
آفتاب ازمشرق صدای مادر من طلوع می کرد ..
...
- زیباترین شعر مادر است 
و زیبا ترین شعرم برای مادر است -


{ پرتو نادری - افغانستان }


http://axgig.com/images/76166527330439102571.jpg


مادرم شاعر نیست
در عوض نصف غزل های جهان را گفته
شعر را می‌فهمد ..

مادرم قافیه‌ی لبخند است
وزنِ احساس
ردیفِ بودن
مادرم مثنوی معنوی است
حافظ و سعدی و خیام و نظامی ...
اصلاً
مادرم شعرترین منزوی است ..

من رباعی هستم
خواهرانم غزل‌اند
پدرم شعر سپید
خانه‌ی ما شب شعر
صبح، بیدل داریم
با کمی نان و پنیر
ظهر، سهراب و عطر ریحان
شب، رهی یا قیصر

مادرم شاعر نیست
در عوض نصف غزل‌های جهان را گفته
دفتر شعرش : آب
ناشرش : آیینه
و محل توزیع : خانه‌ی کوچک ما ...


{ رضا احسان پور }


امشب بیا یک سر به خوابم ماه تابان
حالی بپرس از مادر پیرت پسر جان !

دیگر سراغ از ما نمی گیری، کجایی ؟
شاید که یادت رفته قول زیر قرآن …

دست تو از وقتی به دست حوریان است
کمتر می افتی یاد این دستان لرزان !

تو همنشینی با جوانان بهشتی
لطفی ندارد دیدن ما سالمندان !

شرمنده ام مادر! دلم خیلی گرفته
ناراحت از حرفم نشو رو برنگردان …
پیش سماور روبه رویایش نشسته
مادر بزرگ پیر من با چشم گریان

چیزی نمی گوید ولی از چشم هایش
می شد بفهمی در اتاقش هست مهمان

دارد برایش چای می ریزد ولی او
مثل همیشه لب نخواهد زد به فنجان …

عطر عجیبی خانه را پرکرده، شاید
عطر گلی باشد که مانده زیر باران …

{ کاظم بهمنی }


مادر

به خود می‌پیچد مادر از درد/ در این کوچه ی ساکت و سرد/ چه کرده با او دست نامرد /خدایا/ کسی در کوچه یار من نیست / کسی تنهاتر از حسن نیست / دگر شوقی در جان و تن نیست/ خدایا

 

به خود می‌پیچد مادر از درد
در این کوچه ی ساکت و سرد
چه کرده با او دست نامرد
خدایا

کسی در کوچه یار من نیست
کسی تنهاتر از حسن نیست
دگر شوقی در جان و تن نیست
خدایا

روی خاک
مزن این همه پیش چشمم پرپر
بیا ای تو دردت به جانم مادر
از این کوچه بگذر... از این کوچه بگذر...

چه شد که دستم از تو شده جدا
فتاده ای تو روی زمین چرا
برس به داد تنهاییم خدا
(وای از روی نیلی فاطمه)

نبودی بابا من شکستم
نیامد کاری هم ز دستم
ز روی تو شرمنده هستم
علی جان

نگویم من از آنچه دیدم
نگویم از آن چه شنیدم
از این غم بابا من خمیدم
علی جان

تا خانه
به روی زمین هی نشست و برخاست
چقدر از خدا مرگ خود را می‌خواست
که خسته ز دنیاست... که خسته ز دنیاست

پدر کجایی افتاده از انفس
شده برایش کوچه چنان قفس
خودت به داد مادر بیا برس
(افتاد از پا دنیای مرتضی)
رضا یزدانی

 


مادر منو ببخش ..

-----------------------------------------------------------------------------------------------------
مادر منو ببخش ، من بی محبتم
هم سرد و سرکشم ، هم بی لیاقتم
مادر منو ببخش ، غرق جوونی ام
تو راه مقصدی ، من بی نشونی ام
من پیش روی تو ، پرخاش می کنم
دنیای بی تورو ، کنکاش می کنم
هر روز پیش تو ، گستاخ میشم و
با روحیات تو ، سرشاخ میشم و
تا حرف میزنی ، سرکوب میکنم
با هر بهونه ای ، آشوب می کنم
هرگز دلم نشد ، پیش تو سر به زیر
مادر منو ببخش ، از من به دل نگیر

{ سیامک عباسی }


عطر وجود...
پر از اشکهای نریخته ام،پر از دلتنگی ام

پر از وسوسه های دیدارت

پر از تمنای پرواز به سوی کویت

پر از تنهایی..

دلم تو را می خواهد و عطر حضورت را

قلبم را از عطر وجودت آکنده کن...

 



همه پیوندها