تبلیغات
عشقم مادرم پُشتم پدرم - مطالب ابر پدرم

عشقم مادرم پُشتم پدرم

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

دلم هوای قصه‌های كودكانه كرده

باز برایم  بگو پدر

شب بدون قصه‌های تو لبریز از سكوت و وحشت است

باز كنارم بنشین و برایم لالایی بخوان



خسته ام دلشکسته ام قلبم درد می کن

رگ های امیدم گرفته است نگاهم درد می کند

فکر چه بود و چراشد؟یا چه خواهد شد؟

مرا از ادامه ی راه دلسرد می کند


من در خاک تو را می جویم

اما تو بر بامی از ابرها

خیره به من

به سرگردانی ام به جستجوی بیهوده ام مینگری

من در خاک تو را می جویم

اما تو خنکای سایه ی خود را از بام ابرها بر من می باری

من در خاک تو را می جویم اما تو..


پدرم

 

زندگی بار گرانی است

که بر پشت پریشانی توست

کار آسانی نیست

نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن

پدرم

کمرم از غم سنگین نگاهت خم باد*

 

آری  پدر رفت...

دیگر طنین صدای مردانه اش در این خانه نخواهد پیچید

و ما که دلخوش بودیم به شنیدن صدای پرمهرش از ورای فرسنگها

اکنون دلخوشیم به فاتحه ای از جانب شما مهربانان برای شادی روح پدر و دعا برای

صبر و آرامش بازماندگان داغدار که هدیه ایست بس تسلابخش

 

 

 

*شعر از مجتبی کاشانی

 



مادرم شبنم گلبرگ حیات
پدرم عطر گل یاس بقاست
 
مادرم وسعت دریای گذشت
پدرم ساحل زیبای لقاست
 
مادرم آئینه حجب و حیا
پدرم جلوه ایمان و رضاست
 
مادرم سنگ صبور دل ما
پدرم در همه حال کارگشاست
 
مادرم شهر امیداست و هنر
پدرم حاکم پیمان و وفاست
 
مادرم باغ خزان دیده دهر
پدرم برسرما مرغ هماست
 
مادرم موی سپید کرده زحزن
پدرم نقش همه خاطره هاست
 
مادرم کوه وقار است و کمال
پدرم چشمه جوشان عطاست



پدرم! تو تپش قلب خانه ‏ای؛ وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏گردی. دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو باد!



پدرم در سوگ تو دلهای ما پیوسته می گرید

سراپا همچو شمعی بی فروغ آهسته می گرید

تویی در خاطر ناشاد ما تا آخرین لحظه

به یادت چشم، چون ساغر بشکسته می گرید

 


پدرم نور دلم
تو چلچراغ محفلم
پدرم جون و تنم
الهی دردت به سرم
طاقت دوری تو ندارم
آخه کوچیکه این دلم
تو شمعی و پروانتم
همیشه دوره گردتم
تو رو خدا بمون پیشم
نبینمت دق میکنم
   
شاعر: العبد (حسین)


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها